آدلی

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان اوني ک در کيش کون کرده بود
 
منظور من این نبود ! | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/منظور-من-این-نبود/
Translate this page
Jun 25, 2011 – یه کون قمبل شده جلوم بود . واییییی من خواب نیستم پسر تو همیشه منتظر این لحظه بودی ولی یه احساس ترسی داشتم نمیدونم چی بود . مینو گفت دانیاااال. یهو به خودم اومدم یه خورده مایع دستشویی که کم هم داشت برداشتمو مالیدم لای کونش وای چقدر داغ بود . خیلی داغتر از اونی که همیشه فکر میکردم. لای کونشو با دست باز کرد …
عروس شدن زنم
https://shahvani.com/dastan/عروس-شدن-زنم-
Translate this page
Sep 10, 2016 – ﻣﻦ ﺗﺎﺯﻩ ۳ ﻣﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺑﻬﺮﻭﺯ ۷ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﻋﺮﻭﺳﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﻮ ﮐﯿﺶ ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﻨﻮ ﺩﻋﻮﺕ ﮐﺮﺩ ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﺮﻡ . ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﻫﻤﺪﯾﮕﻪ …. گردی کونش توی نور اتلیه عکاسا رو دیونه کرده بود و من متوجه شدم ک چندتا عکس زوم کرد روی کون زنم گرفت . ﺗﻮ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﯿﺎﻩ ﺣﺴﺎﺑﯽ …. موقعی که داستان تموم شد فهمیدم بیشتر از اونی که فکر میکردم حقیر و بدبختی.
گاييده شدن كون زنم توسط مردهاي غريبه – شهوانی
https://shahvani.com/…/-گاييده-شدن-كون-زنم-توسط-مردهاي-غريبه
Translate this page
Sep 14, 2013 – یادمه که چند شب پیش فریده می گفت :خونه های خوبی هم تو دست داره و اینکه با ماما نش اونروز رفته بودند چندتا از خونه ها رو دیده بودند و کلی تعریف می کرد . آها … پس این ها همون ها هستند ……ولی اما چفدر پسره صمیمی بود با زنم؟ خلاصه رفتم خونه و شب فريده اومد كه ديدم مانتويي كه تنش بود عوض شده و اوني كه بعد اظهر پوشيده …
سکس با هوو سلام دوستان: این اولین داستان من توی این سایت هستش روز ها …
https://m.facebook.com/story.php?story_fbid…id…
Translate this page
سکس با هوو سلام دوستان: این اولین داستان من توی این سایت هستش روز ها بیکارم و زیاد میام اینجا تا اینکه تصمیم گرفتم منم داستانم رو بگم ازم حمایت کنیدا.این… … تصمیم گرفته بودم شهرام تا وقتی که از کیش بر میگرده منم همینجا بمونم اخه قبل از دعوامون رفته بود کیش و وقتی که کیش بود دعوا کردیم و بهم زدیم..اخه جوابم رو نمیداد و …
Missing: اوني
دندان درد کارگر افغانی – شبگارشبگار
shabgar.com/دندان-درد-کارگر-افغانی/
Translate this page
Oct 30, 2013 – چشمهایم گرم شده بود. گفتم اینطوری نمیشود. خواب قسطی ! بلند شدم و صورتم را شستم و به قسمت پذیرش برگشتم. چند نفری رفته بودند و چند نفرِ تازه اضافه شده بود. چشمم به یکی از بیمارها افتاد. دستمال بزرگی را روی صورتش گذاشته بود و کاسه چشمانش سرخ بود. به همکارم گفتم:«اونی که درد داره، اونجا نشسته، کارش …

 







NS